وقتی که طنز نویس می گرید...

وقتی که طنز نویس دلش می گیرد ، باید خفه بشود ، تا مبادا درد هایش لبخندی را از لب کسی بگیرد. طنزنویس که دلش می گیرد ، باید بخندد ، تا مبادا درد کل هستی را فرا گیرد. آخر مگر نمی دانید؟ این تنهایی از جنس ِ خداست . . . مثل دستگاه دشتی می ماند این درد ِ طنز نویس ، مثل غروب لعنت شده می ماند این درد ماتم زده. از جنس خداست . . . از جنس خدا . . .

پ.ن: اسمش را بگذارید طنز تلخ ، اگر جاییش خنده دار بود بگویید با هم بخندیم.

/ 0 نظر / 10 بازدید